عماد الدين حسن بن علي الطبري
258
كامل بهائى ( فارسي )
و اگر مال غنيمت بود ابو بكر از جمله غزات نبود و قوت غزات نداشت ، چگونه عمل ناكرده مستحق اجرت گردد . و اگر گويند چون ساعى بود در كار دين و خليفهء وقت بدين وجه مرخص بوده به خوردن اين مال . جواب گوئيم ، هيچ نصى نيامد از قرآن و سنت رسول صلّى اللّه عليه و آله كه خليفه را اجرتى باشد ، بنابراين اجير اهل اسلام بوده باشد نه خليفه . رسول گفت : من سن سنة حسنة فله اجرها ، و اجر من عمل بها ، الى يوم القيمة ، من غير ان ينقص العامل بها شيئا من ثوابه ، و من سن سنة سيئة ، فعليه وزرها ، و وزر من عمل بها ، الى يوم القيمة ، من غير ان ينقص العامل بها شيئا « 1 » . هر كسى كه سنتى نهد سنت نيكو پس مر او راست اجر و مزد آن و مزد كسى كه به آن سنت عمل كند تا روز قيامت بىآنكه از مزد عملكننده چيزى كم شود از ثواب ، و هر كه سنت بدى بنهاد پس بر اوست و بال و بزه آن و هر كه بدان سنت عمل كند تا روز قيامت بىآنكه از بزه و و بال عملكننده چيزى كم شود . بنابراين هر چه بعد از وى خلفا از مال مسلمانان خوردهاند خطيئه آن در گردن وى است ، و مال مسلمانان و فقراى عالم بىاذن ايشان چگونه شايد خوردن و قال اللّه تعالى وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ ( بقره 184 ) و قال : مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ ( مائده 48 ) و مخوريد اموال شما را ميان شما بر باطل ، و هر كه حكم نكرد به آنچه خدا فرستاد پس آنانند كه كافرانند . چون كار خلافت بر ايشان مقرر شد جمله جمع شدند از آن طايفه كه ترتيب آن كار مىدادند و مشورت مىكردند با يكديگر و گفتند ما را ظن نبود كه اين كار به نظام آيد و على از اين كار چنين محروم ماند ، امروز وى را حجتى نماند الّا كه قرآن در دست وى است و علم قرآن او مىداند ما را طريقى بايد ساخت كه وى اظهار قرآن نتواند كرد و بر ما غلبه نتواند كرد به قرآن ، منادى كردند كه هر كه آيتى يا سورتى دارد بايد كه حاضر كند با دو گواه و سوگند بخورد كه آن را تغيير و تبديل نكرده . عجب از آن جاهلان مگر نخوانده بودند : قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ الخ ( اسراء 90 ) بنابراين آية ، إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ ( حجر 9 ) چگونه محو توانند
--> ( 1 ) - صحيح مسلم ح 1017 از كتاب زكات و ح 2673 از كتاب علم با اختلاف اندك .